"""قافله ی رو به راه..."""
شاعر غزل آرامشبگذر از اين قافله ى "رو" به "راه"...غم ننشيند به سر و پاى تو
ما كه گذشتيم از اي
مجرد تاریخ تولد: پنجشنبه 17 مهر 1365
.. می بینم ات ! ،
... اما
نمی توانم بخوانم ات !
ــ هرچند که فونت حضورت ، بسیار درشت است ! ــ
.. می خوانی ام ! ،
... اما نمی توانی ببینی ام !
ـ
.. مثلِ همیشه
حق
با سرنوشت بود و
من
سخت در اشتباه !
... ماه
سهمِ شب هایِ تار است و
من
در تاریکیِ تنهایی هات
بودم و
او
در این روزهایِ
هوایِ
شهــــــرِ
آغوش ات
چقـــــــــــدر
آلـوده اسـت !
.. تازه
ابتدایِ مسیرِ عشوه ام
که شعورم
شهامتم را
عُق می زند و
قلب ام
بلوغ عاطف
... حضورت
لحظه هایِ لمسِ خدا را
در ذهن ام
درزگیری کرد ! ،
.. که راه هایِ اعجاز
همـه مســـدود شدنــــد !
.
.
.
... و
آیه هایِ جعل
.. دهانم را گِل می گیرم
از دست هایم گُل می کنی !
دست هایم را زنجیر می کنم
از درز سکوتم به خلسه می چکی !
.. می بینی چه بی اندازه عاشق ات شدم !
... غریبی ام را
با تیغِ تیزِ یک آشنایی
سَر بریدم !
.. اما
جای دلخوشی و خنده
دلی خراب و گریه
بیرون جهید !
.. و جای دلتنگی م
شوقِ شیدایی ام
ای دل ساده ،
... ســـال هاست
دست به دست می گردی
.. اما هنوز هم
بسته در قفس و
مســـتِ اسیــــــــری
پــیِ هم نفســـــــی !
... و پاه
تو
در حسرت بستر تب دار منی و
من
در انتظار بی تابی روح ات ،
یخ زده !
... حالا تو باز هم بگو :
ــ خدا منصف است !!! ،
.. گریه نکن !! ــ
... گفته بودمت
که در تمام کالبدت
ـ گویا ـ
فقط
چشم هایت
عاشق اند ؟ !
... کسی چه می داند
.. شاید
عشق یعنی :
تماشای بتی زیبا !
نه پرستش صنم