آخرين مطالب نقد عاشقانه ها عمومی ادبی و هنری آموزش (شعرنو) فرهنگی و اجتماعی داستان کوتاه

آخرین اشعار ارسالی

0

ببندم دفتر ِ خود را.......

نمایش مشخصات علی سعادتخانی
به روی سر گرفتم آسمان باور ِ خـود را
کجا انداختم آری نمی دانم پــر ِ خود را
تو گویی شعـر هـم با مـن رفاقت را نمی داند
قلم ساکت نمی مانـد ب


0

دل تنگ

نمایش مشخصات مازیار کریمی ( آرام ) اشک چشمم را ببین امشب
چون ان شبنم لرزان است
که در گلبانگ مهتابی
شکفته بر رخ برگی
که از تاریکی گریزان است
نگاهش رو به مستان است
ولی افسوس


0

دلتنگی

نمایش مشخصات محمد کشوری این همه- دلتنگی- کم نیست ؟
چشمهایت هم، کسوف کرده اند
بیچاره باغچه ی گلویم
که فقط- بغض- در آن میروید!!
................................
مرام اس۸۸


0

رویای من

باز هم بوی ریحان ....
بهشت همینجاست
کنار تو
روی سجاده ات
کنارآینه ی زلال روی طاقچه
پروانه ها غرق در عطر فضای تواند
تو ناب ترین رویا


0

صورتک

نمایش مشخصات ‌برديا تيموری دوباره تو چشای شب قصه ی تلخ گم شدن
ضل میزنه از آینه صورتکی شبیه من
با من غریبی من میکنه صورتکی که ساختمش
صورتکی که خوده من دیگه نمی شنا


نمایش مشخصات مازيار قاضي زاده حالا ديگر فهميده ام
جز نگاه تو
هيچ چيز؛واقعي نيست!
پلك نمي زنم
وقتي نگاهم مي كني!!!


0

حنجره ی آواز

نمایش مشخصات سید سعيد ميرطالبی من بسته پرم تو بال هر پروازی

من گنگم و تو حنجره ی آوازی

ختم غزل نقطه ی پايان من است

ليکن تو هميشه نقطه ی آغازی


0

چند شعر کوتاه

نمایش مشخصات مصطفی خزایی ۱
سنگ ها را می شمرديم
هروقت تو می شمردی
يک سنگ کم می آمد
هر وقت من می شمردم
يک سنگ اضافه
۲
شناسنامه ام
خيلی چيزها
اضافه دارد
و من


0

بی وفايی

روزگاريست که در هجر تو جان و تن من سوخته است
کز دوری تو در به درم ساخته است
از حرف دلم هيچ نفهميدی و رفتی
حيف که به عشق تو دل دوخته است


0

من...

کا بوسهای شبانه رهایم نمی کند
دلم از پژواک صدای شب می هراسد
فریاد از این همه خاموشی
و سرک کشیدن سایه ها بر انجماد زمین...
من زنده ا


0

تقدير

نمایش مشخصات فواد ذکایی غصه نخور!

روزگاری جامی بود

و

پیاپی سر می کشیدیم.

گاه کامی بود

و

می چشیدیم.

حال که محکومیم.

ارام

می نشینیم.


0

تودر راهی

نمایش مشخصات رسول طاوس پر -ر غروب نگاهم آخرین قطره های انتظارش را می چکد
بوی خاک خیس
بوی یک شاخه گل سرخ نشکفته منتظر
بوی اوج گرفتن یک جفت کبوتر سپید می آید
بهار می آید آ


0

سياره ی تشنه


من

انفجار سیاره ای تشنه

پشت روشنایی مه آلود

آسمانم

و ... تو

ستاره ای

- سخت مغرور

که نورانی خورشید را

با اکراه

بغل می گیری !



0

يار می آيد

نمایش مشخصات مصطفی بوی شیرین یارِ رخ زیبا و جانان آمدست
دل رها از سوز هجر ، سرمای زندان آمدست
***
از دل سردم زدود سرما و یخبندان غم
یار با گرمای عشق ، جنگ


0

فروش عمر

نمایش مشخصات رحیم قاسمپور با تنی رنجور نفسی سست پا
کوله بارم پر شد از بار گناه
من بسی ارزان فروختم عمر را
عبرتی گیرید از کارم شما
مدتی دنیا به کامم بود و من هم بی خی


0

من و تو

تو راز سرسبزی بهاری و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم
نگاهم نمی کنی ای درود بر ان بی توجهی
ولی من جز توجه و ان نگاه چیزی


0

سلام دوست من

نمایش مشخصات پگاه عامري آداب معاشرت

حكم مي كند

دختري را كه سالك گرفته

به غزل هاي عاشقانه ي

استاد دست خر

راه ندهند !
سلام دوست من
بيا در همين قلب خ


0

عشق آبی

نمایش مشخصات سروش رسپينا آسمان مرا نگاه می کند
من هم آسمان را نگاه می کنم
من چیزی جز ابر نمی بینم
اونم تو چشمای من جز باران چیزی نمی بیند
ولی من پشت آن ابر


0

خراب آباد


مي شود رفت و نساخت
مي شود رفت و نماند
مي شود در دل نوايي سر نداد
مي شود در آينه تصويري نساخت
مي شود جاري شد همچو رود
يا که سيلي شو


0

تويِ اين شهرِ غريب

نمایش مشخصات صابر صابری تويِ اين شهرِ غريب
غريب‏ترين نفس من‏ام
مي‏يونِ اين همه آدم
عاشقِ بي‏بال و پَرم
رفتی اون دور‏دورا
تنهام گُذاشتي،‏با يهِ دُنيا


0

نميدونم

نه شرح بی وفایی شنیده ام من از کسان
به چشم خویشتن دیده ام یار خود در آغوش دیگران
یار وفا دار در این عالم گوئیا نبود
یا خود نبود یا که من


0

زندگی

دلخوشی
روی دیوار فرو ریخته ی خانه ی ما
به خط نسخ نوشت :
"زندگی شستن یک بشقاب است "
باورش سخت ،
ولی آسان است
مادر خسته ی من
دل زده از زندگ


0

جدايی

خواستم .....
خواستم حرفي زقلبم با تو گويم
يك سخن تازه تر از هر شعر نويي
تازه تر از هر غزل ،از هر ترانه
باز بايد حرف ها را من بجويم
باز ميبين


0

شهادات باران

نمایش مشخصات ساناز هارونی آن هنگام
که شانه هايم
شانه هايت را نوازش می کرد
و قدم هايم
قدم هايت را می شمرد!
قطره های باران بود
تنها

شاهد عشق بازی ما....


0

آينه

نمایش مشخصات ميثم جعفريان از صداي غم پاييز خبر م يآيد
بوي پاييز مشامم پر كرد
باز پاييز و غروب
باز برگ و باران
باز غم در دل من
باز ياد ياران
باز هم خاطره ها
جان من م


0

احمد مصري تمومه

نمایش مشخصات احمد اميري 1- اي مردمل بدونين احمد مصري تمومه
2- جفت پايلش لنگ آبيده شو تِيه شم كلونه
3- قد بلاش كُل آبيده مين سرش گِر آبيده
4- كُوم آورده مي تاپو كُُول


0

دندان

نمایش مشخصات نرگس نصيری دندان کرم نخورده ی دلم را کشيدم!
زندگی به نقطه ی کور خود رسيد
و
تن خشکيد!!!!!!!!!


0

دعا (تقديم به خانم تاجبخش)

نمایش مشخصات اعظم خواجه اف(خجسته) در هوایت گریه کردم
از تو بشنیدم شکایت، گریه کردم
گفتی محتاج دعایی تا رهی از مشکلات
رو به آسمان ها نموده،گفته از جان دعایت گریه کردم
زندگ


0

نقطه چين...!

نمایش مشخصات مهران سالاري خطوط شكسته ام
خطوط شكسته ام !
خ.طو..ط ِ شكس..ته ام...

كاغذي / سرخ
پس ِ آخرين سنگر
...

و تير خلاص
بر شقيقه هاي
شعر...

********************
.
.
.
!





0

راز شکوفه ۳

نمایش مشخصات محمد رضا ترابی من امشب تو را ببوسم و
بمیرم
پلک هایم را بر شک خویش بگشایم
دچار گریه دریا شده ام
شکوفه از نبض مضطربش
بی زخم نخواهد گذش


0

هيچ معظم

نمایش مشخصات هیچستان «فانی» خدا
من که ام تا بتوانم ز تو تفسیر کنم ؟
رهزن کردۀ تو گشته و تدبیر کنم
من اگر خویشتنم نیست عجب نیست که تو
این چنین خواسته ای تا ز دل اکسیر


0

خاطره ای دور ـ ما

نمایش مشخصات آیا خدا
در آرامشی دیرپای
گویی
رخسار افسونگری را که
پیکرم را به آتش کشید !
و
خاکسترش را دلپیکری تابید !
از خاطر برده ام !
شکر
*
خدا
م


0

يعنی خواسته ام کمی شاد بگويم

۱
به خود می گفتم دوش
تا کی بایدکشید این بار غم را بر دوش
بال می خواهم ،بال پرواز
تا كنم زندگي را ز نو آغاز
روم آنجا كه بود دلخواهم
يابم


0

می خواهم امشب...!

نمایش مشخصات داريوش مسعودی مي خواهم امشب لحظه ها را غرق لب هايت کنم
در واپسينِ لحظه هايِ اشک دريايت کنم
مي خواهم امشب آسمانم را پر از اندوه تو
يا با غرورِ عاشقي محو


0

گرفتار لعنت

نمایش مشخصات ميلاد قزللو به لعنت این سده‌های زنگ‌زده
گرفتارم
،
به جای پاهای خشکیده
روی دیوار یادگاری‌های مردگان
و
به خورشیدی
که
هر روز
آتشی‌تر
بر گریه‌ی ب


0

تنها

نپرس
از لحظه های پر انتظارم
از رویاهای کبوترانه ام
و کلام های بی نبض از سکوتم
می خواهم


0

نگرانيم هنوز

نمایش مشخصات م منوچهری چون گل از تنگ دلي جامه درانيم هنوز
چشم در راه عزيزي نگرانيم هنوز
جرعه ی شوق نماندست به جام من و تو
ورنه از زمره شوريده دل انيم هنوز
گرچه ب


0

سکوت

نمایش مشخصات المیرا اشرفی
می دانم که می دانی
سکوت سرشار از ناگفتنی هاست
گوش هایت را بگیر
چشمانت را ببند
تا به سکوت من بپیوندی
و صدایم را بشنوی



0

۱۴

نمایش مشخصات همراز لطفی فکر می کنم این ها
دیگر آخرین ورق های دفترم هستند
که اینگونه ...
تند
تند
ورق می خورند!
سطل آشغال تنها
در گوشه ای از اتاق کز


0

روياي خيال انگيز

نمایش مشخصات سيمين چون همه درها گشوده شود ، يك در بسته هست
چون همه قفلها بشكند ، پشت يك در بايد ماند
چون همه حرفها به پايان رسد ، يك حرف ناگفته
مي ماند


0

((((یاد آنروز بخیر))))

نمایش مشخصات عیسی معینی یاد آنروز که مادر ((بنه)) در ((هاون)) میکوبید
باسنش سخت به هم میجنبید
پدرم میخندید
چشم من خیره به حرفای دوتای زن و مرد
مادرم گفت که کوفت
((قا


0

نسيم


نسيم
ديگر،از زمستان نخواهم گفت،
واز بیدادش،وسردی وسختی اش،
از بهار خواهم گفت ،
واز لطافتش وتازگی وج


0

می ترسم

نمایش مشخصات محمد خوش رفتار خداوندا
من از تردید لبریزم
من از این طعم آزادی که گویی شربتی نزدیک صد خار است بیزارم
من از کنج اتاق خواب، یا از نیمه های خالی لیوان عمر خو


1

دریاب این خسته دل را

عاشقی را با تو معنا می کنیم
ناله ها در راه عشقت می کنیم
در ره عشقت فدایی می شویم
ساقی جام وفایی می شویم
آسمانت را نیستان می کنیم
جان به جا


0

بی تو

شعری که
بوی تورا
باخودندارد
غم انگيزاست
فصل دل من
بی يادتو
مثل پاییزاست
تواگر
کنارمن نباشی
این دل شیدایی من
اسیرتنهایی
دردامن
یک ده


0

آخرين وداع

نمایش مشخصات بهرام شريفی درودبراو:
تق...تق
حاضرين لال شويد!
-دادگاه رسمی ست-
متهم درجايگاه،لطفاً
حکم معلوم است.
دفاعيه ياآخرين وداع؟؟!!
#
سنگسارم ک


0

مرز بين خنده و گريه

نمایش مشخصات بهنام شفقتیان خنده های گرم کودک خوشحال

من را به یاد

گریه ی بیخوابی شب های سرد

انداخت



0

زلال

نمایش مشخصات زوشا بیرانوند من زلالم

نطفه ام آب روان

پدرم کوه

مادرم نجیب

من زلال زلالم

سنگم نزنید!


0

تقديم به مولاامير المومنين علی ابن ابيطالب

ای که تو فضلت عظيم وکبرياست
قدرتت بی انتها و منتهاست
از تو می نوشد هرآنکس می خورد
باده و جام وشراب از هم خورد
همسرت تنها ترين گوهر است
هر


0

ديدمت در انتهای زندگی

نمایش مشخصات ر.اميد ديدمــــت در انتـــــهاي زنــــدگي
مست و خندان و پر از سرزندگي
در شعف بودي و شور و بي قرار
بر فراز قلـّــــــه ي با لــــــــندگي
باز


تعداد صفحه:(1867):