باران که می بارد
سيگار ها شاعر می شوند!
و پنجر ها رو به نيامدنت
بغض می بازند
خيس کوچه ها را
کام می گيرم
(تير! )
(بهمن )
و فر وردي
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
خیال ماه به حسین منزوی
بی وهم ترینِ خیال ماه؛
هیچ قربانی نخواهی داشت؛
چرا که
پندار پلنگ
در دست های تو معنا شد.
چشمه های تردید
روی تابم
در پیچ و تابم
تب کرده از تپش حضور
آیا در ورای افق سرخ رنگ مرگ
شکوفه خواهد زد
نارنج مهر
بر چشمه های تردید؟!!
انتظار
جاده ها متروک
شب و شوکران تنهایی
آفتابم
کرم شب تابی ست
تا انتظار
در کتاب ها
معنا شود.
شوق اسارت
بی حضور تو
رهایی، مرگ است
زنجیرت را به سوی من
بازگردان
تا شوق اسارتی ابدی
شکوه اندوه
در این اندوه با شکوه
در این باور شگفت
شاید مانند
تو
به نهایت درد
رسیده باشم.
مهربان ترین ترانه ها
مهربان ترین ترانه ها، تنها
از گلبرگ های شبنم زده ی چشمانت
به گوش می رسد
مهربان ترین ترانه ها
تنها
از گلبرگ های شبنم زده ی پلک هایت
به گوش می رسد
سکوت تو
اوج هستی ست
همچنان که گفتارت......
انتظار آسمان
کدام کلیه ی گرم
مرا انتظار می کشد
در کولاک هزار لای آسمان؟
این شعر را خواندند (اعضا)
محمد تركمان(پژواره) (8/5/1389),رضا رضائی (8/5/1389),عليرضا شعبانی (8/5/1389),محمد تركمان(پژواره) (8/5/1389),عباس استیری (8/5/1389),ژیلاراسخ (8/5/1389),















