باران که می بارد
سيگار ها شاعر می شوند!
و پنجر ها رو به نيامدنت
بغض می بازند
خيس کوچه ها را
کام می گيرم
(تير! )
(بهمن )
و فر وردي
این شعر را خواندند (اعضا)
سوفی صابری (8/5/1389),بهزاد چهارتنگی (8/5/1389),صنم ميرزازاده نافع (8/5/1389),پرستو جمشيدی (8/5/1389),وحيد امنعلی پور (8/5/1389),عليرضا شعبانی (8/5/1389),علي عليمرداني (حامي) (8/5/1389),مرتضی الیاسی (8/5/1389),مرضيه(گل یخ) (8/5/1389),سيدحسين اخوان طباطبائی (خوانا) (8/5/1389),شایان شعیبی (8/5/1389),امير آرام (8/5/1389),عليرضا شکری (8/5/1389),محمود پیریایی (8/5/1389),محمد کشوری (8/5/1389),سید مهدی حبيبی (8/5/1389),آزاده آرامی (8/5/1389),حمید عامری (8/5/1389),مهدی فرسنگی (8/5/1389),ستاره فدوی (8/5/1389),ن افضلی (8/5/1389),محمود رحیمی (8/5/1389),بابک عارفی (8/5/1389),مصطفی خزایی (8/5/1389),هودیسه حسینی (8/5/1389),mahsa akhavan (8/5/1389),رضا روزيخواه (8/5/1389),روح اله حاجي ابراهيم (8/5/1389),سيد مهدی نژاد هاشمی (8/5/1389),اميرعباس رحمتی (9/5/1389),ناظر توحیدی ثمرین (9/5/1389),محمدحسن چگنی زاده (9/5/1389),بهناز . مشایخی (9/5/1389),امیر رنجبر (9/5/1389),فرزادشجاع (9/5/1389),علی علمداری (9/5/1389),محمد تركمان(پژواره) (9/5/1389),عمران میری (9/5/1389),آیدا -سعادت (( نفس)) (9/5/1389),سيد ذبيح ا...قاسمي (9/5/1389),ناظر توحیدی ثمرین (9/5/1389),سید میثم حسینی (9/5/1389),الناز-بهجت آذری (9/5/1389),صنم ميرزازاده نافع (9/5/1389),ناظر توحیدی ثمرین (9/5/1389),قیصر (9/5/1389),مهدی ناصری (9/5/1389),سید مهدی حبيبی (9/5/1389),زوشا بیرانوند (9/5/1389),سیمین پاشا (9/5/1389), عاکف-م (9/5/1389),هاشم پورمحمدی (9/5/1389),پرستو لشکری (9/5/1389),ودیعه عزیزدوست (9/5/1389),هادی قاسمی (9/5/1389),عمران میری (9/5/1389), برزگر (9/5/1389),اميد دارابی (9/5/1389),اصغر اکبری (9/5/1389),مهدی خطیبی (9/5/1389),مریم قنبری (9/5/1389),عمران میری (9/5/1389),بهمن اميدوار (9/5/1389),علي جوهر (9/5/1389),علی بهزادی (9/5/1389),مهران سالاري (9/5/1389),مرتضی عالقيان (9/5/1389),محمدمهدی ناصری (9/5/1389),علی.ر.ح(بغــض) (9/5/1389),ودیعه عزیزدوست (9/5/1389),هاشم پورمحمدی (10/5/1389),هاشم پورمحمدی (10/5/1389),هاشم پورمحمدی (11/5/1389),ناديا ميرسنبل (12/5/1389),سیاوش عربخانی (13/5/1389),زوشا بیرانوند (13/5/1389),ر.اميد (13/5/1389),حامد یحیی زاده (13/5/1389),ناديا ميرسنبل (14/5/1389),هاشم پورمحمدی (17/5/1389),ناديا ميرسنبل (17/5/1389),رضا فولادی فرد (18/5/1389),زوشا بیرانوند (19/5/1389),عليرضا شعبانی (19/5/1389),ناديا ميرسنبل (22/5/1389),ناديا ميرسنبل (25/5/1389),تلمان صالحی (4/6/1389),امیررضایی.گ (4/6/1389),ناديا ميرسنبل (10/6/1389),ناديا ميرسنبل (12/6/1389),
نقطه نظرات
نام: بهزاد چهارتنگی
ارسال در جمعه 8 مرداد 1389 - 20:17
نام: صنم ميرزازاده نافع
ارسال در جمعه 8 مرداد 1389 - 20:41
سلام عزیزم
شعرت زیبا بود نگاهی کاملا زنانه داشتی و مجنونهایزمانه را نیز به چالش کشیدی صرف نظر از نگاه جنسیتی - که البته من آن را دوست دارم - کار زیبایی ازت خوندم.
مخصوصا تعبیر قیر پاشی در کوچه ذهن از نظرم عالی بود
نام: mohsen ارسال در جمعه 8 مرداد 1389 - 20:57
salam
sheret ham kheili ziba bood ham shere rooz
be nazare man jameye alane ma az injoor shera mikhad
ke agah konande bashe az khianat ha bi vafaei ha bi taahodiha va...
shad o ba ehsas bashi
نام: رضا رضائی
ارسال در جمعه 8 مرداد 1389 - 21:21
سلام
اگرچه دلنوشته ات يک تند است اما به هر حال حرفيست که بايد گفته شود تا برخى از مردان از چمبره خوش خيالى خودشون بيايند بيرون.
دستت درد نکنه
نام: علي عليمرداني (حامي)
ارسال در جمعه 8 مرداد 1389 - 21:47
درود
در ميان آقايان و بانوان
هر دو گروه
با وفا و بى وفا هستند
هر گروه بى وفايى ديگرى را بيشتر مى بيند
البته سرکار
با عبارت « اينجا که منم »
انصاف را رعايت فرموديد
نام: عليرضا شعبانی
ارسال در جمعه 8 مرداد 1389 - 21:53
نام: محسن پوراسماعیل ارسال در جمعه 8 مرداد 1389 - 21:59
شاعره با نگاهی عمیق و اجتماعی از دردی سخن می گویید که امروز نه فقط برای زنان بلکه برای اقایون هم زجر اور است .
خوش اهنگ بودن شعر کمک کرده تا مفاهیم بهتر به مخاطب انتقال داده شود.
موفق باشید
نام: شایان شعیبی
ارسال در جمعه 8 مرداد 1389 - 22:31
سلام شعرتون زيباست
هميشه دنياى ما پر از زيباييها بوده و هست پر از مردان و زنان بزرگ و ازاده و تاريخ ساز
شعرتون زيبا ولى کمى تفرقه اندازه ممکنه اينجا کلى بين خانمها و اقايان دعوا ايجاد بشه من که از عاقبتش ميترسم
واژه قىر پاشى رو هم مناسب اىن شعر خوب نمىبىنم که کمى با ادبىات لطىف و زنانه فاصله داره
موفق باشىد همىشه
نام: سهیلا علی حقی ارسال در جمعه 8 مرداد 1389 - 22:53
سلام نادیا جان
شعرت قشنگ بود..... کاملا به بیوفایی مردهاو....... اشارده کرده بودی
باهات موافقم اما نباید بیوفایی هم-جنس های خودمونو نادینه بگیریم
بهرحال شعر زیبایی بودو که حس شاعرو ماهرانه منتقل میکنه..
شاد وموفق و به دور از این نامردی ها باشی
نام: امير آرام
ارسال در جمعه 8 مرداد 1389 - 23:01
سلام
خيلي تند بود
ديدتون منفي شده
به نظر من در سطر اول ( هر چه ) اضافه است
به نثر هم شبيه شده
در كل زيباست
جسارت من و ببخشيد
نام: علی ارسال در جمعه 8 مرداد 1389 - 00:24
کاش کسی هم بود که طرف پیر مردی رو بگیره که سالهاست چشمای پیرو زشتش خشک شده به نگاهی که فقط یک بار به چشمای زیبا و جوونش خندیدو رفت...
حرف شما قشنگ تره پس لایق بهترین تشویق هاست
نام: سيما ( مهرآذر )
ارسال در جمعه 8 مرداد 1389 - 00:53
سلام ناديای عزيز از خواندن شعر زيبا و با مفهوم شما لذت بردم
منتظر ديگر سروده هايتان ميمانم
موفق و مويد باشی
نام: مصطفی خزایی
ارسال در جمعه 8 مرداد 1389 - 02:01
این حرفها رو با خودتون زمزمه کنید لطفن سعی کنید شعر بگید .
حالا هر چی دوس دارید بگید اما شعر تون رو تحت تاثیر احساسات سطحی خراب نکنید .
بسیار ضعیف و حرف های تکراری
نام: حامد یحیی زاده
ارسال در جمعه 8 مرداد 1389 - 04:15
نادیا جان
قلم به دست شاعر است
این دست توست که چه بنویسی
اما فکر نمی کنی کمی مغرضانه در شعرت برخورد کردی؟
مردها عشق گدایی می کنند و هرزگی می فروشند! خوب این کمی توهین امیز هست. درسته قلم به دست شاعرانه شما هست اما دوست خوبم کمی منصف تر
نه به خاطر اینکه مرد هستم معترض شدم بلکه به جهت رسالتی که شعر داره
منهای مفهوم ارتباط بین عابر و قیر پاشی و مرد رو نمی فهمم. عابر قیر پاشی می کنه؟ یا مردانگی چه ارتباطی به غیر پاشی داره؟ منظور از غیر پاشی اصلا چی هست؟ مرتبط نیست.
شاد باشی دوست من
@حامد یحیی زاده توسط محسن پوراسماعیل ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 11:49
جالب است یک دوست عزیز بین عابر, پس کوچه و قیر پاشی هیچ ارتباطی پیدا نکرده؟! گویا ایشان نه عبور سالها و ماها و ادمها را می بیند و نه سیاهی قیر را و نه ذهنی اشفته که اینگونه سفت و سخت مردانگی از دست رفته مردها را نشانه گرفته است. مردانگی که در مسایل خانوادگی , اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است به یک جنس کمیاب.
زیبای این شعر با برخی کاستی ها در ساختار انجا مشخص می شود که شاعر با استفاده از کلمات ساده و به قول دوستان تکراری تصویری تامل بر انگیز خلق می کند که اینچنین باعث واکنش خواننده می شود تا خواسته یا ناخواسته عده ای را راضی و عده ای را خشمگین کند.
موفق باشید
@محسن پوراسماعیل توسط حامد یحیی زاده
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 13:31
دوست گرانقدر! اگر نزدیک به 16 سال هست شعر و ترانه سرایی می کنم و پای اشعارم رو مرحوم فریدون مشیری و احمد شاملو امضا زده اند در نتیجه اگاهی کامل به چگونگی ارتباط بین کلمات دارم. شما چرا کاسه ی داغتر از آش شدی برادرم؟ توصیه می کنم برای بهره گیری بیشتر از علم کلمات حتما چند کتاب در زمینه هرمینیوتیک مطالعه بفرمایید
@حامد یحیی زاده توسط محسن پوراسماعیل ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 14:10
خوب به شما تبریک می گوییم چون ظاهرا از استادهای خوبی در طول فعالیت تان بهره برده اید متاسفانه ان دو استاد در همان اول راه(79)شمارا تنها گذاشتند شاید وقت نکردند به شما نقادی هم بیاموزند نوجوانی شما چقدر پر افتخار است ! دوست تازه وارد من (در این سایت) خوشحالم از اشنایی باشما
بدرود
@محسن پوراسماعیل توسط حامد یحیی زاده
ارسال در چهار شنبه 13 مرداد 1389 - 18:16
دوست عزیزم اگر به سال تولد بنده دقت می فرمودی متوجه می شدید که زمانی که از این دو استاد بزرگوار اشعار بنده را امضا زده اند 19 ساله بودم و 6 در همان سن 6 سال فعالیت مستمر در زمینه شعر و شاعری داشتم. بنابراین همچنان پیشنهاد می کنم شما کهنه واردان! به بالا بردن میزان آگاهی خود از اصول شاعری بپردازید
نام: رضا روزيخواه
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 07:11
درود برشما
شما يه جورايى نصف گفته مولانا را گفتيد
.....گفت انکه يافت مى نشود آنم آرزوست
البته گاهى رسالت شاعر همين هست که به موضوعى از زاويه ديگر بنگزد.
نام: سيد مهدی نژاد هاشمی
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 08:00
شعرتان در نوع هنجار شکنی زیبا بود نفهمیدم یک شعر است یا دو شعر کوتاه بخاطر فاصله افتاده ولی هرچه بود زیبا بود
نام: امیر رنجبر
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 09:48
نام: امیر رنجبر
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 09:51
نام: بهناز . مشایخی
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 09:52
سلام نادیا جان شعرت زیبا بود
نظر من هم همینه شاید بعضی جاها از مرد فقط یک اسم باقی مونده که مرز تشخیص جنسیته وگر نه مرد واقعی کمه
نام: فرزادشجاع
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 10:26
نام: علی علمداری
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 10:54
سلام دوست عزيز
شعر زيبايى بود اما يک طرفه نگاه فمينيستى داشته ايد و مردان را بکلى ناديده گرفته ايد
موفق باشيد
نام: محمد تركمان(پژواره)
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 10:58
درود!
ازدحام خلایق ساغر به دست
کنجکاوان کرد...!و آمدیم شاید
متاعی از این خوان خوشرنگ
نصیبمان بشود...اما انکار دیر آمدیم...
با این حال افتان و خیزان رفتیم...
عزت زیاد!
نام: ترانه حسینی
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 11:31
سلام ناديا جون
من ترانه ام...شاعر قبلا شعر نو...شعر زيبايي ازت خوندم
راستش من ديگه اينجا شعر نمي زارم.يكي از دوستاي من يه سايت راه اندازي كرده كه مي خوام به اونجا دعوتت كنم.آدرس رو پايين پيامم واست مي زارم.ثبت نام كن و شعراي قشنگتو اونجا هم بزار.منتظر شعراي قشنگت هستم
www.Shereiran.vcp.ir
نام: عمران میری
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 11:38
سلام بهناز مشایخی دچار شور حسینی شده هاا اا
.......
سلام من کاری با تفکر شما ندارم و قابل احترام برای من
اما در باره شعر باید بگویم که شعر دارای دو پارت بود که من قبلا و قلبا فقط سه خط اول را شعر می ب و معتقدم شما در ادامه توضیح قسمت اول شعر را داده بودید که کاری بیهوده به نظر می رسید .
به امید روزهای خوب و شعر های خوب
نام: محسن پوراسماعیل ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 11:55
جالب است یک دوست عزیز بین عابر, پس کوچه و قیر پاشی هیچ ارتباطی پیدا نکرده؟! گویا ایشان نه عبور سالها و ماها و ادمها را می بیند و نه سیاهی قیر را و نه ذهنی اشفته که اینگونه سفت و سخت مردانگی از دست رفته مردها را نشانه گرفته است. مردانگی که در مسایل خانوادگی , اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است به یک جنس کمیاب.
زیبای این شعر با برخی کاستی ها در ساختار انجا مشخص می شود که شاعر با استفاده از کلمات ساده و به قول دوستان تکراری تصویری تامل بر انگیز خلق می کند که اینچنین باعث واکنش خواننده می شود تا خواسته یا ناخواسته عده ای را راضی و عده ای را خشمگین کند.
موفق باشید
اشتباهن در پاسخ نوشته ثبت شد
نام: سید میثم حسینی
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 12:31
سلام خانم نادیا.
من تعریف بی حود نمی کنم. شعر شما مفهوم خوبی داشت. و از کلمات جالبی هم استفاده کردید.
ولی....
شما خواستید که سپید بنویسید. ولی نتواستید. چرا؟ چون فکر میکنم هنوز ساختار سپید رو نمیشناسید. مفهوم و انسجام در شعر شما عالی بود ولی ساختار شهیدش کرده بود
من شعر شمارو به سپید براتون مینویسم : بخونید
نام: سید میثم حسینی
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 12:57
شعرت رو نمینویسم . شاید ناراحت بشید. ولی اگه خاستید چند تا سپید سرا موفق بهت معرفی میکنم شاید بهتون کمک کنه
به وبلاگم هم سر بزنید بد نیست.://bameisam.blogfa.com/
درود
نام: هاشم پورمحمدی
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 15:45
سلام ودرود برشما
آمار بالای بازدید از شعرتان را که دیدم به امید اتفاقی نو صفحه شما را گشودم اما متاسفانه افسوس که آن اتفاق را ندیدم وافسوس بیشتر را به حال دوستانی میخورم که به عکسها نظر میدهند نه اشعار.
امیدوارم بی ادبی مرا ببخشید منتظر کارهای زیباتری از شما میمانم
پاینده باشید
نام: عاکف-م
ارسال در شنبه 9 مرداد 1389 - 16:23
گرامى ناديا با درود
وقتى «عشق» فروشى باشه گدا هم زياد ميشه هرزگى هم بوفور يافت ميشه تازه از يک جنبه ى ديگر هم به موضوع بايد دقيق شد اگر مردى (نهانى)خلافى مى کند معنايش اين است که جنس مخالفى(زن) در کار است اميدوارم شعر بعديتان را راجع به همين جنس مخالف بخوانم .البته خانم سيد سنبل شهامت نوشتاريتان قابل ستايش است اما بهتره که از تجربيات احتمالا تلخ شخصى در روابط اجتماعى سندسازى نکنيم اگرچه که بقول حامى عزيز با جمله ى «اينجا که من هستم...» خيال آدمهاى جاهاى ديگر را راحت کرده ايد اما به تجربه دريافته ام که با زندگى هوشمندانه، اين دو جنس مى تونند بر کاستيها فائق شوند .همه جا زشتى است همه جا زيبايى است
اميدوارم در انديشه هايتان مهر و دوستى موج بزند
با مهر














