0

آرزو

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    

داستان عشقت
مثل باران بهاری تازه است
و بهاری تر از آن
نگه مست تو بود
که دو دنيای مرا داد به باد

همه ی فکر من اين بود که خواب
دور من خط بکشد
و تو هم غافله ی لحظه هايم باشی

و بهار
جز به بوی تو گل افشان نشود
و نسيم
جز غبار گذر کوی تو را
نکشد در چشمم

و اگر یک لحظه تو به من اخم کنی
مرگ من بی برو برگرد همان دم باشد

دیر گاهیست
که دور از تو
هوای دل من
ابری و تاریک است
و در این دل تنگی
در ماندم

که چرا بی تو نفس ها جاری است
و درختان
سر سبز

امتیاز: 4.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   


پخش کننده آهنگ با مرورگر شما سازگاری ندارد قادر به پخش آهنگ نمی باشیم.

نقطه نظرات

نظرها

نام: ياس   ارسال در پنجشنبه 28 دي 1385 - 20:36

سلام دوست عزيز از شعر زيبات ممنونم با اجازتون امشب در شب شعر روممون شعرتونو مي خونم....
اگر افتخار داديد به چت روممون دعوتتون کنم....سپاس ياس


نام: عليرضا اقايى ميبدى   ارسال در جمعه 26 بهمن 1386 - 12:38

خوب


نام: سميه   ارسال در یکشنبه 11 فروردين 1387 - 10:04

خيلي خيلي زيبا.... غير قابل وصف... ممنون و خسته نباشي



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.