آخرين مطالب نقد عاشقانه ها عمومی ادبی و هنری آموزش (شعرنو) فرهنگی و اجتماعی داستان کوتاه

آخرین اشعار ارسالی

0

فرياد ِ ترسها

نمایش مشخصات پگاه عامري با وزش ِ نسيم ِ نگاهت
به نرمي كشيده مي شوم در, تو
كه سايه اي شده اي هم خون ِ من
يخ ِ روحم , ترك برداشته
و ترسهاي ِ هميشه, لب , فرو بسته


0

پير يا جوان

غبار سال هاي نوجواني را
ز روي شيشه ي دم كرده ي آينه مي شويم
براي جستن گم كرده اي گمنام
- به نام خويشتن
كمك از پاكي ِ آي


0

زمونه

نمایش مشخصات سعيد دهقان زمونه. . . .
گله كردم از زمونه كه چرا نا مهربونه
تو جواب من به من گفت چرا مي گيري بهونه
آخه عشق من به من گفت كه يه عمر با من ميمون


0

زندگی تقصير فردای تو در امروز شد

پاسخ حرفهای من در شانه انداختن نيست
آن که جز من با تو است راستش بگو آخر کيست
سهمم از چشمان تو يک کينه و صد نفرت است
معنی طرز نگاهت بر من عاش


0

طراوت

نمایش مشخصات يارا تاری طراوت تو می چکد به روی قلب خسته ام
دوباره باز می جهد شکوفه لبالبم
چرا بدون تو منم ُ دوباره باز خسته ام؟
درون قلب خسته ام گرفته و شکسته ام؟


آن من

نمایش مشخصات هیچستان «فانی» خدا
آنچه جان است آنچه بی جان آنچه جانان زان تو
آنچه پرپر می زند در جان من از آنِ من !
آنچه دُرّ است آنچه گوهر آنچه مرجان زان تو
آنچه پرپر


0

بی تو

نمایش مشخصات الناز
بی تو من تنها ترینم
بی تو در اوج سکوتم
بی تو در عمق سیاهی ها شناور می شوم
تو به معنی وجود
زینت زندگی را می بخشی

تو به اسمان من
رنگ ابی


0

همسفرنما

نمایش مشخصات وحيد کنار گريه های تو شبم سحر نمی شود
برو گذشتم از تو من که با تو سر نمی شود
همین زمان که زندگی روی خوشش ز ما گرفت
ناز و نیاز روی تو خ


0

انتقام

نمایش مشخصات سورناآرام از تو نمی نویسم تو این روزای سردی
نامه هاتو سوزو ندم که دیگه بر نگردی
بعد تو باورم شد که دیگه نا گزیرم
باید که از سایه ها من ا


0

طعمه

کودک پسری پشت درخت...
زمان را به دام انداخته بود!
و قصه ی عمو زنجير باف را زمزمه می کرد!
دخترک در انديشه بود تا گيسوانش را لا


0

نميخواهم

کاش ميشد،کاش ميشد
باتومن غرق درياها شوم
کاش ميشد همچو امواج نسيم
با نوای نای تو همپا شوم
تومرواريدی
تومرواريدی در صدف خويشتنی
توبر شا


غزل امروزی

نمایش مشخصات داش رضا سلام
به همه ی قدیمی ها و جدیدیا ، به اونایی که میشناسنم و نمی شناسند . خیالی نیست زود با هم آشنا میشیم .
من داش رضام . این بماند تا بعد ... و ام


0

خود کشی!

نمایش مشخصات مهناز طلاچیان تارهای ابرویم را لا به لا می چینم و
دختری را باکره با عشق رسوا میکنم
جای غم در صورتم اری کمی پیدا شده
با توانی بیشتر خود را محیا میکنم


0

ياد تو می کنم (تقديم به ...)

نمایش مشخصات گيتا تاجبخش امشب که خواب نیست یاد تو می کنم،
شب را شتاب نیست یاد تو می کنم.
در دشت یاد ها در این کویر شوم،
غیر سراب نیست، یاد تو می کنم.
خواهم که گریم و


0

جرم من

نمایش مشخصات شکوفه جباری دار را برايم آويخته اند
چشمهايم را نبنديد
با غرور مي ميرم
جرم من اين است
تفنگ صياد را دزديدم
تا پرنده پرواز کند


0

"گم کرده"

نمایش مشخصات حسین مویسات در میان زن ها
به دنبال زنی می گردم
برای از نو زاده شدن..


گهگاه انتظار

نمایش مشخصات آیا خدا

پیش از آفریدنم
باز آفرینم شدی !
اما
باز نخواندی ام !
باز خوانی هوش و احساسم را
برخیز !

گاه بیگاه
طلوعت را
آه می کشم !

شکر


0

ماه شبای بی کسی


ماه شبای بی کسیم من از تو دل نمیبرم
نرو که با نبودنت از همه دنیا میبرم
ستاره ی ترانه هام ناجی لحظه لحظه هام
اگه بری با رفتنت دنیارو بی تو


0

سراب

نمایش مشخصات م منوچهری وقتی تو پیشم نمیای عکس سراب و میکشم
مثل گلای تشنه لب حسرت آب و میکشم
زودتر بیا بدون تو دارم عذاب می کشم
شب که میشه آرزوی یه لحظه خواب و می ک


1

واژه ها

نمایش مشخصات سيد محمد حسين روان بخش واژه ها گاه با تومی گویند
واژه ها گاه سخت خاموشند
واژه ها گاه سر بهم آرند
پچ پچ راز های مد هوشند
واژه ها گاه آبیند اما
شعر ها و ترانه


0

رسم زمونه

نمایش مشخصات حمیدرضا پورجمشیدی رسم زمونه اینه،یکی میره،یکی میمونه *
دنیابه کی وفاکرد،تواین دور و زمونه
*
ساده نشی دل بکنی از خوشی بی بهو نه*
میری فقط ازت ،یه عالمه خاطره


0

میگریزم

می گریزم ز خدا

آن خدایی که مرا هیچ نداد
آن خدایی که مرا اینگونه گذاشت
آن خدایی که مرا اینگونه گذشت
زین همه هیچ خنده ام می گیرد


0

روز های عاشقی

نمایش مشخصات علی سهرابی گاه بی گاه مي روم سوی ديوار
پشت سر فرياد...بوسه...آغوش
خاطره می رقصد بر رود
در سراشیبی محو می شود دیدار
از بناگوش خیس می شود تا گوش
می زند


0

قدر شبهای هم آغوشی

نمایش مشخصات امير شکيبا قدر شبهای هم آغوشی و در گرمی احساس و نوازش و به سر هم و کنار همو باهم...
که ندانست کسی...
جغد شوم غم و تنهایی و دوری ز همو حسرت یک بوسه زلبهای ن


0

ضريح جسم خسته ت روح آبه

نمایش مشخصات محب دلم امشب گرفته مهربونم
ببين سر باز کرده بی تو زخمام
می خوای مرهم بذاری روی قلبم
فقط پيشم بشين گوش کن به حرفام
ميون واژه ها غرقم اسيرم
هج


0

خال

نمایش مشخصات فکری ای خال رویت همچو اشک گردون
ای زلفت پریشان رخت ماه تابان
غمزه ها می زنی و دل ها می بری بی مهابا
تیر عشق رهامی کنی صدها می شوند به قربان


0

مست دیدار

نمایش مشخصات علی اصغرپور
لبا لب مست دیدارم
شب و تا صبح بیدارم
به یاد خنده های تو
ز هرچه غم بیزارم
نوای زندگیسازم


0

خاطره ی من

چه شد که خاطره ی من
در خاطر تو تنها ماند
وترانه ی عشقت
سروده نشددر هيچ شعری
وگمنام ماند تمام زیبایی هایش
در لفظ ومعنای نام مقدس مريم
اق


0

عدالت

نمایش مشخصات مدینه ولی زاده جوشقان چهره ها چه غمگنانه پژمرده

اشتیاق را که با خودش برده

ادما چون مترسکان خشکند
ساکت و ( بغضی در گلو) مرده
قبله ی عدل؛ گ


0

گر خدا لایق بداند من گدایم

نمایش مشخصات آرمان خادمی
میکنم عشقت گدایی ازخدایی
میکند لطف الهی به گدایی
گر بدانم لایق اسم گدایم
میکنم هر روز و هرشب من دعایی
میروم هر روز و هر شب م


0

تلنگر

نمایش مشخصات محسن محمد نازکم مثل حریر
ترد مانند بلور
اگرم میل شکستن داری
سنگ بی انصافیست
یک تلنگر کافیست.
-
پرده
چه کسی گفت سحر نزدیک است؟
پس چرا تاریک


0

غزل

نمایش مشخصات محمد نيک زاده دمی که قرعه رفتن به نام ما افتد
گمان برم که در آن هم قلم ز نا افتد
به سوگ گفتن مطلع چو آتشم گویی
که برف از قلمم خواست بر هجا افتد
ز آتشی ک


0

((((هوس های بنفش یک سیلی )))))

نمایش مشخصات احمد یزدانی زیر شعله ی سکوت را ان قدر زیاد میکنم
که صدای پاهای خدا درخواب ِگوشم به جوش اید
و قدمهای نامرئی باد
در زوال خاطره هایم چیده شوند
تا تمام


0

خواب چشم تو

نمایش مشخصات ر.اميد آهسته باز مي روم اينجا ز كوچه ها
تا با صداي پا
يا با صداي خسته ي اين غمزده نفس
يك دم فرو نريزدم
اين خواب چشم تو

17/8/86


0

زمان

نمایش مشخصات ارزو رباني زمان به خواهش بي وقفه مي گرد
و ما هم پيرتر مي شويم
به قبايمان بر نمي خورد
كه
كلاغ ها جوان مي شوند .


0

گل سرخی که دلم را دزدید

نمایش مشخصات علیرضا صحافزاده
شام را کنار شب بو ها خورد و همانجا خوابید
زیر اندام به رقص آمده شاخه بید
وآنطرف تر ...،
نسیمی ز سر کوچه شادی پیچید
و مرا غرق تماشایش د


0

ببخش مرا

شرمسارم از روی تو
پای ندارم
که بيايم به سوی تو
اما ببخش
پشيمانم به جان تو
زبانم ندارد طاقت گفتن
لبانمخشک و رنجورند
نمی دانم به که بگويم


0

منم مجنون

به عارض رخ خورشيد گلفام شد م
به غمزه نرگس جادويت خام شد م
در پاي گريزان نيست قل و زنجير
به كمند زلف سياهت در دام شد م
خسته ناپذيردشت


0

بالاتر از سياهی

نمایش مشخصات حسن امتحانی مطمئن باش
خانه ام را با زمینش می کنم
در جیبم می گذارم
می برم در کهکشانی دیگر
منظومه ایی دیگر
زمینی دیگر
تا درون خاکی دیگر
بکارمش
آها


0

شهر رویا

نمایش مشخصات مازیار کریمی ( آرام ) پشت این کوه بلند
شهری از جنس تن برگان است
چون درختان سبز است
و دلش
چون دل دریائی موجها ابیست
شب ان بی رنگ است
ولی از نوع شب مهتابیست
اهل


0

راه (2)

به راهی
که مقصدش را
جاده هم نمی داند
این بی پایانی ،
فرصتی برای خودنمایی سایه ها نیست!


0

دزد دنیا

نمایش مشخصات ايمان جاتي این تن خاکی ، به پای کس نماند
دزد دنیا هر چه باشد می برد
یک طرف ماییم و آن سو ، عشق ما
پس چرا دنیا ، دل ِ ما می خرد
لحظه ها ، ثانیه ها ، چیز


0

غزل۶

نمایش مشخصات نازنین زینب رازانی ديگر نگاه زخمی ات با شهر نمی سازد
مرگ تو رگهای نبوغ آدمی را زد
ای کاش بعد از آخرين ديدار می مرديم
حالا که پاهامان به اين دوری نمی تازد
دلو


0

دریای طوفانی

نمایش مشخصات صدرا دریای طوفانی
تو می دانی چه کردی با منو این دل؟!
چه کردی با وجود سرد و آرامم؟!
تو موجی گشتی و طوفان بی رحمی
و من چون قایقی سر گشته ی دریای


0

زمین

نمایش مشخصات علی برادران راد چه زمان ها، راز زمین را جستیم
در این تن سردهِ فرسرده
سِر آن جاذبه ی بی وقفه
چون کودکانی
پی آهنربایی
میان سنگ هایی بشکسته
تا دهان با


0

همين

نمایش مشخصات مهدی حاجيانی همین سرخی که از تو تازه میشه
بدونم خونی شب تا همیشه
واسه من کافیه تا بگذرم از
همه جونم چون عشقم راضی میشه
همین سرخی که رنگش از یه جونه
هم


0

شعر جديد امام زمان عج شماره ۲

نمایش مشخصات حسين مظاهری کلهرودی كجايی ‌يوسف زهرا كجايی؟
غريق بحر غم را كن نگاهی

كجايی‌ ای اميد خسته حالان
دل از هجران شده گريان ونالان

كجايی ‌ای نوای بی نوا


0

وهم

من از تکرار این تاریک وهم انگیز
من از خاموشی لبهای این ایام غم انگیز
از این درد فرو خورده به چشم خسته ی پاییز
پر از شب گریه های خیس این مر


0

شهر خزان

نمایش مشخصات امين سوری ساکت و سرد است کنون خانه ی ويران من
زوزه ی باد خزان پشت در را میزند
میکند غوغا خموشی در شبان این زمستان سیاه
گوژپشتی در سیاهی گور من را م


0

ردّ پای سایه ها


ای بهانة بی امان دلتنگی هایم
ای فدایت، دلِ خستة دیدار
زمزمة نامت از ردّ پای کدام سایه
بر چهاردیواری سکوتم جای ماند
که حتّی زیر این تا


تعداد صفحه:(1867):