آخرين مطالب نقد عاشقانه ها عمومی ادبی و هنری آموزش (شعرنو) فرهنگی و اجتماعی داستان کوتاه

آخرین اشعار ارسالی

0

سکوت کن

سکوت سرشار از لحظه هاست
براي با هم بودن يا نبودن
اما در کنار هم نبودن
سکوت هواي کهنه ايست
در امتداد تاريکي شب...
براي فرداهاي بي حاصل


0

فرياد...

نمایش مشخصات احمد رشيدی(ترنم باران) پيچيد

صدایش در هوا

به پيچش

حشره ای در تار عنکبوت

وقتی که

فریاد میزد

زير سنگينی چکمه ها.


0

معشوق من

نمایش مشخصات سعيد بهروزنيا معشوق من زيبا ترين معشوق دنیاست
عطر تنش بهتر ز عطر و بوی گلهاست
او با وجود قلب پاک و مهربانش
با معرفت چون وسعت آبی درياست
معشوق من آر


0

به رسم بی بهانگی

نمایش مشخصات مصطفی قلندرزاده بریز روی سرم
کاسه ای پر از بوی خاک سرخ
پای همان پاره خط های بی سر
که ریشه دوانده اند
تا نقطه چین...
تا بی نهایت
تعجب نمی کند اینجا
کسی به "


0

با تو به اوج می رسم

نمایش مشخصات مير محمد شهيدی با تو
به اوج می رسم
بی تو
به موج می روم
با تو
طلوع می کنم
بی تو
غروب می کنم
با تو
تمام لحظه هام
پُر از گل و ستاره ست
بی تو
دلم در سوگِ ع


0

بهار را بهار کرده ای

نمایش مشخصات عبدالصمد حيدری (ندیمجو) از بيم تکرار اين بهار
بيد تنم
بار بار می لرزد
که ترا ندیده پیر می شود
چشمانم
وخط پیشانی ام
که شیار بسته است عرق شرم تنهائی را
ولی
شوق


0

بوی بهار

نمایش مشخصات دانیال رحمانیان(جهرم) چقدر پرنده می بارد
روی شانه ی درخت
ومن
بیدار می شوم
با پچ پچ کفشدوزکها
لابلای باغ
پرسه می زنم
پیراهنم بوی بهار می گیرد


اسفند۸۸


0

بقا در تو

نمایش مشخصات ساناز هارونی بودن را دوست می دارم
در ماندگاری چشم نمناکت
که می ميرد خشم
مه می پوسد غم
ميان دستان گرم تو
که گهواره ی خورشيد ست و
مادر اميد
به زند


0

غريبه آشنا

نمایش مشخصات کيوان قائم مقامی همه محتاج محبتيم فرصت نداريم
همه عاشقيم رغبت نداريم
گنج قارونيم قيمت نداريم
آهنگ قلبيم فكرت نداريم
افق سبزيم ساحل نداريم
شفاي درديم اي


0

چای تلخ

نمایش مشخصات داريوش مسعودی از همان ابتدا
چايِ تلخِ سرنوشت
قرعه اي بود،به نام ما
سکه ي شانس ما يک رو دارد
خواستن ، يا نخواستن
اين بار مسئله اينست...
فرقي نمي کند.
ز


0

خواب شيرين

نمایش مشخصات سعید دبیری ناز کرده؛ پر هياهو آمد آن يار گران
خلوتی بس مغتنم خالی ز غير و ديگران
پوششی ناز از حرير و بوی عطر خاطرات
لحظه ها چون تير عيشی جست ازسوی کما


0

شمع و پروانه

نمایش مشخصات مسعود حاتمی ای بهترين گذر کن من آيه های دردم
عشق تو چشم کور است ويرانه های زردم
تو از گل بهاری درد خزان چه دانی
سرخی که عاشق هستی هجرم که فصل سردم
تو


0

فريا د

نمایش مشخصات مدینه ولی زاده جوشقان بار ديگر دفترم سر لوحه شد
وقلم زين ماجرا سر شادِ گشت
دفترم زيبا از هر سخن است
چون سخن با هر قلم در يادِ گشت
من که هر یا


0

کودک

نمایش مشخصات فاطمه براتیان
دل خوش کرده ام
به اسباب بازی های کودکی
و مینو - وقتی که او را به جای تمام عروسکهای نداشته ام خریدم-
و من هنوز بچه ام
اگر عروسکم را بگیرند


0

آشنا

نمایش مشخصات مسعود اثمرپور انگار هزار بار دیده بودمت
وقتی کنار لهجه ما پرسه می زدی
پرسیدم از کدام ناحیه نشات گرفته ای
پس با نگاه قطعی آشفته ساز خود
گفتی که جای


0

نميدانم

نميدانم دلم ديوانه ی کيست
دمی اينجا دمی آنجا پی چيست؟
هميدانم درين دوران بی مهر
شدش عاشق و تا آخر چنين زيست


0

۲

نمایش مشخصات خسرو ریحانی ببار ای ابر تا من هم ببارم
که از بغض گلويم زار زارم
اگر تو گريه ی بغض خدايی
من از دست خدا هم گريه دارم


0

عاشقانه ۲

نمایش مشخصات نازنین زینب رازانی باز هم قضا شد اين پچ پچ تکراری ما
ما منتظريم زير پتو هم به خدا
صبح جعستو کمی حالنداريم آقا
ما که خوابیم توهم بگذار از شنبه بيا
*******************


0

آشفتگی

نمایش مشخصات پريوش آقايی می گويد مرا می پرستت
اما هنوز در چشمانم آشيانه نيافته است
مادرم فرش می بافد
خواهرم گوسفندان را به چرا می برد
و من برای باريدن باران
برا


0

عشق پوشالی

با ابرهای آســـــــــــــمان
یک بــــــــوم نقاشی بساز
نقشی بزن .....
قـلبی بکــــــش
چرخی بزن ....
رنگی بساز .........
در پ


0

محبت ...

نمایش مشخصات عبدالحميد اسدپور آب هم از عطش عشق زمین گیر شدست
روز و شب منتظر حلقه ی زنجیر شدست
کاش طوفان محبت عطشش را می شست
حیف از قصه ی این واقعه دلگیر شدست
عاطفه مهر و


0

بيستون غربت

نمایش مشخصات محمد بيدخوني اینجا، غروب، وقت تماشا
جز یاد روی ماه تو،
حاشا
دل در پی نگاه دگر باشد
من
هر چند در مقام فنایت نسوختم
یا چشم در نگاه زلالت ندوختم


0

اعتراض.نه احتراز

۱
واژه های ايستاده در صف سکوت
به حنجره ام فشار می آورند
خفه می شوم اگر
کمک نکند
فرياد

۲
احتراز يا اعتراض
کدامین را چشمت اشارت می کند


0

نقطه چين

نمایش مشخصات ايمان جمشيدپور نقطه چین
دنبال یه جـــــــواب ســـــــاده بودم
نمــــــــی دونم چــی شد از تو سرودم
از کســـــــی که به غصه هاش می خنده
قفس واســــــ


0

تراز نا مه عشق ما

نمایش مشخصات ر.اميد
توي اين تراز عـــــــشق من و تو
هميشه حــــــساب دل واپســـــــيه
گفتگو ميون صندوقداراش هــــــم
گفتگــــــو ز ماتـــــم بي كســـــ


0

باز ا

نمایش مشخصات نوید باز ا که تو را با دل پنهان نتوان بردن
چون عشق هويدا شد حاشا نتوان کردن
از روي تو مهجورم بشکسته جدا دورم
خواهم چه کنم ديده رويت نتوان ديدن ؟


0

تازیانه های آنیما

نمایش مشخصات نیما اسماعیل پور نوازشی نیروبخش به هر دیده
قدرت و توانِ هزار راه نرفته
شانه های تحملِ
دردهای بی هدف هر اراده
گفتی همه و همه
در تفکر به گامهایت نهفته


0

سنگینی می کند

نمایش مشخصات زوشا بیرانوند دلم گرفته است
سنگینی می کند...
انگار سنگی گران روی دلم است
بازهم شب است و
غمی که هردم مرا می بلعد و تف می کند
تقاص چه پس می دهم؟
نمی دانم


0

رگ خواب

نمایش مشخصات کامران قائم مقامی شیطونی نکن با دلم
دَس تو رو می خونم
رو فلب من پا نذار
رگ خواب تو می دونم
تو می گی واسم می میری
من می گم تو بی وفایی
تو می گی باهات می مونم


0

شکوه

نمایش مشخصات حسن امتحانی ای پریده ترین پرواز
در هشتمین سپیده دم
آسمانه ترین شفق
در تو تپید
وقتی که خم پاره ایی
لب های صورتی ات را شراب کرد
گیرم که گیرت گیره لباسه


0

(((((( كاشكي هر روزمان نوروز باد ))))))

نمایش مشخصات محمد علی شیردل (((((( كاشكي هر روزمان نوروز باد ))))))
باز بوي عيد توي كوچه ها
آمده با شاخه اي از گل ، بدست
باز مي رقصد نسيمي دلربا
سرخوش از نوروز، چونان ك


0

غزل: امشب

نمایش مشخصات راحم ژيان فرد صدایی باز می خواند از این سینا تو را امشب
نگاهـی باز مـی نالد در این صحرا بیا امشب
به صحراهای هجران دود می پیچد کران ها را
چه دانی از دعای


0

حباب

نمایش مشخصات م منوچهری زپيكر چون گلت پيچ و تاب ميبارد
ز گيسويت بخدا مشك ناب ميبارد
تو از تبار كدامين قبيله شرقي
كه از نگاه تو سكر شراب ميبارد
نگويم اينكه تو اله


0

براي او

نمایش مشخصات شوان کاوه اولين بار كه روبرو شويم
پشت مي كنم
به هرچه در دنياست .
احساسم را
كف دستانت مي گذارم
تا حساب مان پاك شود !
بيا پاك شويم
ازهرآنچه بوده ايم


0

می خانه

نمایش مشخصات هیچستان «فانی» خدا
جهان می خانه و ساقی است الله !
نه جز باده همه هستی است والله !
فقط من هستم و ساقی و مستی !
هزاران نقش این هر سه است هستی !
چه گویم ؟! هست


0

گنج مشرفان و ميلاد اثر

نمایش مشخصات آیا خدا
بی وقفه و آرام در کوشش خویش ام !
از این گونه که
به کل هستی می اندیشم !
و با تبسمی بود و نیست
می بخشم
این گنج آشکارِ نهان را
مشرفان ر


0

امروز صبح ساعت ده سرک سیزدهم وزیر اکبر خان .....


دفتر آرام
فرحت در آغوشم می خندد
سرک دوازده هم
****
گامی در سرک سیزده بر می دارد
و خنده های فرحت در آغوشم می خشکد.
اینجا کابل
سرک


0

بهار زلال

نمایش مشخصات بهروز ذبيح الله زلالِ آب را درود
خروشِ چشمه گلاب را درود
فروغِ شعرِ عاشقانِ آفتاب را درود
کمالِ معنی و فصاهت و بلاغتِ سخن توراست
به شعر و شاعرِ زمانه-انق


0

هميشه سنگيني

نمایش مشخصات محمد صادق



گاه ترازو
يك كفه اش
آنچنان سنگين مي شود
.
.
.
.
.
.
نمي دانم عشق كجا غيبت زده





0

خوش به حالت (متفاوت)

نمایش مشخصات علی واحدی خوش به حال دل تنهات * كه توو زندگي اسيره
دلت عاشق كسي نيست * واسه هيچكس نمي ميره
خوش به حالت كه توو دستات * دست هيچ غريبه اي نيست
خوش به


0

حرف دلم يه نقطه چين ...

نمایش مشخصات ايمان جاتي حرف دلم یه نقطه چین ، بود كه حالا یه خط شده
‌تمومه كارای دلم ، یه جورایی غلط شده
دست خودم نیست به خدا ، دوای دردم همینه
اگه نگم دق می كن


0

كوچه هاي باستاني

نمایش مشخصات سيروس ذکايی
كوچه هاي باستاني
سراغم را بگير
هنوز
من از هزاره دوم برنگشته ام
ساده نيست
دلكندن از سنگهاي باستاني
سالهاي عاشقي
بام


0

نمي شود ( زلال عروضی )

نمایش مشخصات ابوالفضل دادا
اينجا نمي شود
اينگونه درب وا نمي شود
بايد ز خاك هم قَــدَري زيرتر نشست
بـا آبـشار ِ پـارك ِ ريـا ، جان ِ تو دريـا نمي شود
بايد ز دل گذ


0

تولد یک آرزو

نمایش مشخصات حسین چمنی(فریاد) امروز که بی تو باورم را جستجو میکنم،
صفحات انتظار را ورق می زنم.
یک تکه از دلم را برایت هدیه می فرستم.
دلم برای آمدنت تنگ شده است .
تو م


0

روزی به شکل تو

نمایش مشخصات کارا.م حق با تو بود!
اتفاقهای مهم
همیشه
بیخ گوش ما
وقتی خوابیم، میافتند:
در گیرو در گرگ رو میش
شب آبستن میشود
و روز به دنیا میآورد
اما ا


0

« لحظه »

نمایش مشخصات جواد نوروزي
آن لحظه رسيد
قلبم لرزيد
نفسي با عطر دلآويز پونه ي وحشي بر من وزيد و دميد و كشيد ذهنم را تا اوج و بريد افكارم را چون موج
موجي كه مي شكند تخت


0

برای تو و خنده هايت

می دانم دیر شده
می دانم ساعت مرا سرزنش می کند
و پنجره ،انتظارش را فراموش نمی کند
می دانم تو سال ها به بی توجهی های من خندیدی
خنده هایت


0

تعریف عشق

نمایش مشخصات عیسی معینی عشق را بین دو نگاه باید جست
بین گستاخی و یک شرم حضور
عشق خط یک فاصله است
که میان من و او افتادست
عشق عقده یک امید است
که به دل خورده گره
تا


0

سخن دلکش

نمایش مشخصات اوکتای سلامی قطره ای گر ز دل سوختهءما افتد
شور طوفان شود و در سر دریا افتد
آتش غیرت مجنون بکشد سر تا عرش
گر در آفاق جنون صحبت لیلا افتد!
ای که دامن کشی


0

همسفر

نمایش مشخصات حسنا یکتا من و عشق و تو و مستی دراين کابين دربستی
نمی دانم چرا اما کنار من تو بنشستی
تو از من بی خبر بودی نمی پرسيدی از دردم
دلم آخر گرفت اما تو ياری


تعداد صفحه:(1867):